تبليغاتX
لذتِ خیانت


لذتِ خیانت



پنجره رو می کشم پایین؛ گرمایه بیرون میشینه رو گونه هام. داری یکریز غر میزنی حواسمو دادم

 بیرون تا نشنوم تا جواب ندم .ول کن نیستی رومو بر می گردونم طرفت صاف زل می زنم تو چشاتو با

نگام بهت می گم حرمت نگه دار گلم.

.......................

بیشتر لج می کنه و از اینکه چرا ساکتمو چیزی نمی گم یه تراژدیه جدید می سازه و  از نو دوباره شروع می کنه چراغه هشداره باک بنزین هم  یه سره داره چشمک می زنه می گم برو پمپ بنزین میگه مشکله خودمه نهایتش تا دره خونه حولش می دم اما آخرش کم میاره و می پرسه نزدیکترین پمپ بنزین کجاس؟

  بویه بنزینو گرمایه بیرون کلافه ام کرده پنجره رو میکشم بالا. راننده ی روبه رویی هم صاف زل زده تو صورتمو داره لبخند می زنه منم دارم سعی می کنم خودمو به ندیدن بزنم اما ول کن نیست.تو هم متوجه نیستی.

.................................................

حلقه رو در میارم و میذارم جلویه داشبورد. داد می زنی این مسخره بازیو تمومش کن این کار دفعه ی دیگه گرون واست تموم می شه داد میزنم منو تهدید نکن دستمو میگیره و باز این حلقه کذایی رو

می تپونه تویه دستم.

وقت خداحافظیه رومو می کنم طرفشو می گم بازم تبریک میگم امیدوارم خوشبخت شید گوشه چشمی نازک می کنه و می گه ایشالله قسمت خودتونم بشه. خنده ام میگیره حتی توام که کنارم وایسادی نمی دونی چی تو مغزم میگذره و اونوقت اون داره تبریک میگه!!!

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 16:32 توسط لیلی| |

شونه به شونه ی من نشسته و داره با دستام بازی میکنه و سعی داره این دستایه سردو تویه دستایه گرمه خودش جا کنه. اما تو کنارمی بویه عطره تنت همه جا هست .

دستامو آروم میبره بالا و یه بوسه بهشون هدیه میده اما تو نیستی گریه ام میگیره . سعی میکنم که نبینه ولی بلاخره می بینه تمامه احساسشو می ریزه تو دستاشو اشکایی رو که حالا هی سر می خورن تو سرازیریه گونه هام پاک می کنه اما این دستا که دستایه تو نیست دستایه اونه.

گرمایه نفساش رو گونه هامه و هنوز سعی داره آرومم کنه و هی داره میگه گریه نکن جونم اعصابم بهم میریزه. تو یه دلم چقدر لعنتت می کنم که مجبورم کردی اینطوری باشم.

تویه رختخوابم غلت می زنم خوابم نمیبره جلو چشامه،جلو چشامی.

بهت می گم یالا بگو چند تا دوستم داری /... همون موقع زل میزنم تویه چشاشو و میگم نمی دونم، واقعا" نمی دونم چقدر دوستت دارم یعنی روم نمیشه بگم اصلا" دوستت ندارم.اما مثل تو حرفمو می خورم.

تویه رختخواب غلت می زنم ساعت 2 شبه آخرش بلند می شم تویه تاریکی برات نامه می نویسم اما تو که نمیبینیش.

شونه به شونه اش دارم راه می رم اما اون تو نیستی. شونه هام با اون همراهه و خیالم پی خیانتم ولگردی می کنه.

حالا داریم حلقه انتخاب می کنیم یه حلقه ی جفت عینه هم. مثل بچه ها آروم وایساده یه گوشه و داره نگام میکنه، تند و تند مدلایه مختلفو از تو قاب در میارم و می دم دستش کنه اصلا" اعتراضی نمی کنه فقط تاکید می کنه جفت باشن.یکی یکی دستش می کنه همه کوچیکن آخرش یکی اندازه می شه ذوق می کنه و دنباله جفتش می گرده اما من کناره توام ...دارم حلقه ها رو انتخاب می کنم عاصی وایسادی و تماشا می کنی ... دستشو دراز می کنه و دستمو می گیره می خواد حلقه رو تویه دستام جا بده یه حرکت تند می کنم و حلقه رو از تو دستاش می قاپم و تویه دستام میکنم لبخند می زنه و میگه قشنگه بهت میاد.... دستمو دراز میکنم و میگم دوست دارم خودت حلقه رو تو دستم کنی یه نگاهه عاقل اندر سفیه بهم می کنی و چیزی نمی گی حلقه رو پرت می کنم جلو داشبورد و می گم اصلا" نخواستم از تو دماغم درش آوردی هیچی نمیگی زل زدی به جلو و داری رانندگیتو می کنی چشامو می دزدم رو پنچره تا نبینی گریه می کنم داری باهام حرف می زنی و غر می زنی مثل همیشه داری از کارام ایراد میگیری آخر سر هم از رو اکراه دستمو میگیری و حلقه رو می تپونی تو دستام مثله یه پتک تو سرم .میگیرمش طرف نور تا ببینم تو دستام چه طوریه اما دیگه مزه نمی ده قشنگیشم به چشم نمیاد هنوز داری غر می زنی بر میگردم و با همون دستی که حالا حلقه توشه می زنم تو صورتت خون از دماغت بیرون میزنه......

حلقه ی قشنگی نیست اما چاره ای هم نیست باید یه جوری از سر خودم وا کنم حلقه رو می گیرم و تویه دستم میکنم دستمو میگیرم جلو آیینه حلقه تویه دستمه و داره دهن کجی میکنه دستمو تویه کیفم میکنم و آروم عکستو بیرون میکشم داری منو نگاه می کنی

دستمو میگیره و میگه بریم بهش زل می زنم دستشو میاره بالا و حلقشو نشونم میده ..قشنگه نه؟ میگم آره اما بی تناسب ترین چیزیه که تا حالا دیدم اما بهش نمی گم.

عکست تو جیبمه قلبمم کناره عکسته آروم دستامو می ذارم تو جیبم پیشه قلبم.

..... از دماغت داره خون میاد منم دارم سعی می کنم هر طوری شده یا یه راه حل بندش بیارم می گم معذرت می خوام ولی تقصیره خودته یه سره غر می زنی آروم می گه دیگه هیچ وقت اینکارو نکن من دست رو زن بلند نمی کنم.

کنارم نیستی لباشو آروم رویه پیشونیم می ذاره و می بوسه بی اختیار یاده تو می افتم ... هر وقت از سر کار میام اول پیشونیتو می بوسم ... دارم گریه می کنم اونم سعی می کنه آرومم کنه

تند و تند اشکامو که سر می خورن پاک می کنه دیگه گریه نمی کنم ساکت نشستم و تو چشاش

زل زدم حلقه رو آروم از تو دسته چپم در میارم و تو دسته راستم می ذارم زود می فهمه دستمو میگیره درش میاره و میذاره سرجاش تو دسته چپم... این یعنی تو ماله منی ، صاف تو چشام نگاه می کنه و میگه یه چیزی هست که من نمی دونم اما میفهمم ، مطمئنی چیزیو ازم پنهان نکردی؟

نگام پیشه اونه اما دارم اشکایه تو رو پاک می کنم روبه روت نشستم و تو داری مثله بچه ها گریه میکنی .. نکنه یه روز منو تنها بذاری من دله خیلی ها رو شکوندم می ترسم خدا تقاصشونو از من بگیره.

بهم می خنده و می گه مثل قیر به گردنت چسبیدم تو دلم می خندم و می گم قیر رو با نفت پاک می کنم. می پرسه چرا یهو خندیدی میگم همینطوری.

.... شبه زنگ زدی و بهم می گی یکی اینجاست که می خواد باهات صحبت کنه یه هفته اس صداتو نشنیدم و حالا داری غافلگیرم می کنی با هیجان می پرسم کیه سرد جواب میدی اسمش ... می خواد بدونه رابطه ی ما در چه حدی بوده  تلفن رو پخشه فقط تو دهنم می چرخه کسی که تا این موقع شب باهات بیرون معلومه کیه و گوشی رو می ذارم تمامه وجودم داره می لرزه.

روبه روم نشسته و داره با موهام بازی می کنه بهش میگم می خوام جدی باهات حرف بزنم ، نمی خوام بهم وابسته شی می ترسم دلتو بشکنم دستمو میگیره و می ذاره رو قلبشو می گه اینجا خونه ی خودته هر کاری می خوای بکن می گم تو رو خدا یکم جدی باش میگه جدی ام و بی صدا می شینه یه گوشه و می گه همش ضد حال می زنی فقط یه بار بهم بگو دوستم داری چرا اینقد قد بازی در میاری هی ته دلمو خالی می کنی؟

.... زنگ  زدی و داری می گی هنوز دوستم داری و اونو از زندگیت انداختی بیرون قول می دی دیگه اذیتم نکنی منم قول می دم که این کارتو جبران کنم اما بهت نمی گم قول می دم دلتو بسوزونم اما نمی گم. می گی دو پهلو حرف می زنی چی تو سرته ؟

حلقه ی تو رو میزه میره و حلقه رو میاره و تویه دسته راستم می کنه شوخیش گرفته نمی دونه این حلقه ی تواِ می گیرم و آروم تویه دسته چپم می کنم کنار حلقه ی اون می خنده و می گه اصلا" به هم نمی یان چیزی نمی گم.

تویه رختخوابم و دارم غلت می زنم دو تا حلقه رو میزه. از دستم دلخوره می پرسه تو حاضری هر کاری برایه من بکنی رک و راست  بر می گردم و می گم اگه عاشقت بودم حتما" اینکارو می کردم ساکت میشه ، پشت خط فقط صدایه نفساشه خوابو بهونه می کنه و می گه می خوام بخوابم ، خسته ام.

می دونم همش تقصیره منه دارم بازیش می دم سعی می کنم از دلش در بیارم اما گوشیشو خاموش کرده.

یاده تو می افتم یاده چشایه مغروره تو. .. می گی همینه که هست می گم از این جمله بدم میاد می گی مشکله خودته ، می گم بلدم مشکلاتمو چه طوری حل کنم داد می زنی و می گی منو تهدید نکن می گم کاریو که انجام می دم تهدید نیست..

حالا دو تا حلقه کناره همن تویه یه جعبه. اما قلب من نه کناره عکسه تواِ  نه بیقراره اون.

 

نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388ساعت 12:52 توسط لیلی| |


Design By : Night Skin