تبليغاتX
لذتِ خیانت


لذتِ خیانت



 

سالهاست مدادی را که به رنگ تو بود گم کرده ام ، سالهاست سراغ چمدان قدیمی را

نگرفته ام ،

 حال جاده ها را نپرسیده ام و قاب عکس ها را پاک نکرده ام.

حق با توست بعد از من و تو این دیوارها همچنان می مانند و قد می کشند و پروانه های

 بازیگوش زمین را بر بالهای خود می گذارند و به این سو و آن سو می برند.

بعد از من و تو کسی هست که بادکنک ها را باد کند ، یک لیوان آب به دست

باغچه ها بدهد ، از شاخه های نازک گل بچیند.

یادت هست هر روز قبل از آفتاب با سنجاقک ها به دیدن گیسوانت می آمدم؟

یادت هست روی تپه های بهشت با فرشته ها صبحانه می خوردیم؟

 یادت هست تو زمزمه می کردی : زندگی بی آواز هم می گذرد اما بی عشق نه.

 آری زندگی بی دستهای من وتو هم سبز می ماند اما بی عشق نه.

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 21:11 توسط لیلی| |

 

امشب بعد از مدتها یکی از نوشته های خودم رو می ذارم تو وب. شاید معصومیت

 نگاهی که امروز دیدم این حس رو تقویت کرد.

..................................................................

 

بگذار ما نیز به پاییز بپیوندیم و روح مان در سرمای این سردابه ی متروک یخ بزند.

بگذار این قطره های ماگمایی سوزان پایین بیافتند وآتشفشان دلم را سرد کنند.

بگذار طعم گس نگاهت از فضایه خانه عبور کند و توی کوچه بوزد. بگذار پرنده ی

کوچک دلم به سرزمین های گرم و آفتابی پرواز کند.

بگذار فراموش کنم روزی رویه شاخه های دلت خانه ساختم.

من از ابتدای زمین بر می گردم و تویه خاطره هایه تو برای ابد مدفون می شوم

و فراموش می کنی برای مسیر دلتنگ چشم هایم چقدر پشت پلک هایت

 منتظر ماندی و چقدر دلت برای دیدنشان لک زد.

باران که پشت پنجره ببارد فرقی نمی کند زیر باران ایستاده باشی

یا چتری از حماقت بر سر گرفته باشی.

غریبه همیشه توی دشت نگاهی می دود که کمتر می بیند

و از افول لحظه ها چیزی نمی داند

آمدی و تویه نگاهم جا خوش کردی و قسم خوردی که این آیه های تاریکی

 که تو دیده ای هیچ کس در شب ندیده است.

آیه های غمگین ، آیه های عزیز دلمردگی

ببین چگونه باران پشت پنجره می بارد و تو مست معادلات هندسی

 تویه اشک چشمهایم گم هستی.

غریبه می رود و برای همیشه در خاک سله بسته ی وجودم دفن می شود

 و من فراموش می کنم که روزی فراموشم کرده بود.

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 21:59 توسط لیلی| |

 

......"
حرمت نگه دار دلم، گلم،


کاین اشک خونبهای عمر رفته من است


میراث من، نه به قید قرعه نه به حکم عرف


یکجا سند زده ام همه را به حرمت چشمانت به نام تو


مهر و موم شده به اتش سیگار متبرک ملعون.


کتیبه های خطوط قبائل دور،


این سرگذشت ‌کودکی ‌است‌ که به سر انگشت پا هرگز


دستش به شاخه ی هیچ آرزویی نرسیده است


پس گریه کن مرا به طراوت 


...«معنای این همه سکوت چیست؟


من گم شده ام در تو یا تو گم شدی در من ای زمان؟!....


کاش هرگز آن روز از درخت انجیر پائین نیامده بودم»..

 

 

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 19:13 توسط لیلی| |

امشب نمی دونم چه جوری شد که این مطالبو که با وبلاگم اصلا همخونی نداشته

 رو واستون گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد راستش من عکسا رو که دیدم

حیفم اومد شما ها هم نبینید اول بریم سره ماهواره ی امیدمون

..................................

به علت قرار گرفتن امید درفضا, به ناهید و زهره هشدار داده شد

حجاب خود را رعایت کنند.

در پی پرتاب موفقیت آمیز ماهواره امید و دستیابی ایران به تكنولوژی فضایی ،

 نام كهكشان راه شیری به بزرگراه شیخ فضل الله نوری تغییر یافت.

اولین پیام ماهواره امید : زمين گرد است !!!!1 

پیام از ماهواره امید دریافت شد: اینجا 2تا ترک دارن دنباله قبله می گردن

ششمین پیام از ماهواره امید مخابره شد : یه دونه کارت شارژ 2000 تومنی ایرانسل

بفرستید تا بازم پیام بدم


پنجمین پیام ماهواره امید مخابره گردید:پنچرگیری کجاست؟؟؟ 

بنا بر آخرین اخبار ماهواره امید در حال عبور از آسمان قزوین متوقف و مفقود گردید

آخرین خبر از ماهواره امید.. بنزینم تموم شده کارت سوخت بفرستین

خبر فوری... ماهواره امید از سیاره زهره خواستگاری کرد.

خبر فوری:آقای احمدی نژاد برای برقرای وصلت امید وزهره صبح امروز به فضا سفر کرد

مرجع تقلید:اگر زهره به دین مبین اسلام بگرود ازدواج امید با او بلامانع است و

به امید خدا میخ اسلام را در فضا نیز خواهیم کوبید

ماهواره امید به علت لایی کشی بین ماهواره ها و بوق زدن بیجا

و مسافرکشی بازداشت شد

ازاین پس بجای سفرهای استانی سفرهای فضائی رئیس جمهور برای

نجات هستی شروع میشود

ماهواره اميد: من از اين بالا روي اسراييل تف كردم.

------------------------------------------------------------------------------------------

 اصغر سمسار زاده (( اصغر ترقه با تکیه کلام نکن همچین ...نکن همچین)) و گوگوش

ابی و شهرام شب پره

گوگوش و رامش

شکیلا

شهرام و شهبال شبپره و ابی در گروه بلک کتز سابق

لی لی ( بازیگر قدیمی )

سعید کنگرانی

عارف ، ویگن ، گوگوش و رامش

بهروز وثوقی و شهره آغداشلو

شهره وشهرام صولتی

منوچهر سخایی، ناصر ملک مطیعی ، داود رشیدی ، پوری بنایی و گوگوش
 
لیلا فروهر و مال خواننده بین المللی

گیتی ، گوگوش ، مهستی ، عارف، رامش و منوچهر سخایی

وفا ، پوران ، گوگوش و زنده یاد حسین سرشار

دو خواهر(( مهستی و هایده)) در مراسم جشن چهارشنبه سوری در سال 1353

نوش آفرین وهمسر سابقش سعید راد

گیتی، گوگوش و مهستی در بالا و نشسته عارف ، رامش و منوچهر سخایی

 

 

گوگوش و چنگیز وثوقی برادر کوچکتر بهروز وثوقی

نوشته شده در جمعه نهم اسفند 1387ساعت 22:16 توسط لیلی| |

 

سراپا اگر زرد پژمرده ایم


ولی دل به پاییز نسپرده ایم


چو گلدان خالی ، لب پنجره


پر از خاطرات ترک خورده ایم


اگر داغ دل بود ، ما دیده ایم

 
اگر خون دل بود ، ما خورده ایم

 
اگر دل دلیل است ، آورده ایم


اگر داغ شرط است ، ما برده ایم


گواهی بخواهید ، اینک گواه :


همین زخمهایی که نشمرده ایم !

نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 19:21 توسط لیلی| |

 

این شعر رو از وبلاگه یکی از دوستان واستون گذاشتم دیدن وبلاگش خالی از لطف نیست

ادامه ی شعرو اونجا بخونین که ارزششو دارهhttp://intrama.blogfa.com/

 

تورا دوباره در پياده رو ديدم

وخودم را - كه داشتم پشت پنجره

تلخ ترين سيگار تنهائي ام را

دود مي كردم-

از ياد بردم

وآيا دوباره اين همان جهان كوچك واژه هاي گرفته ي من است

كه از بغض ويالني سوخته آتش مي گيرد

وآن هيچ كسي كه درپياده رو داشت با تو قدم مي زد:من آيا نبودم؟

يادت كه هست؟

"دست به ديوار كشيديم

وگفتم بين ماهميشه ديواري بايد باشد"

وچه قدر به حرفمان گوش دادند....

 

نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت 21:12 توسط لیلی| |


Design By : Night Skin